صدر الدين علي بن ناصر الحسيني ( مترجم : رمضان على روح الهى )

86

زبدة التواريخ ، أخبار الأمراء والملوك السلجوقية ( فارسى )

از سوى امير المؤمنين القائم بأمر اللّه نيز نامه‌اى به سلطان الب ارسلان رسيد كه اين فتح و فيروزى را شادباش گفته و سلطان را فرزند ، مهتر بزرگ ، مؤيّد منصور و پيروز ، سلطان اعظم ، مالك عرب و عجم ، مهتر شاهان ، روشناى دين و فريادرس مسلمانان ، پشتيبان امام و پناه مردمان ، ياور دولت فيروزمند و تاج آيين فروزان ، و سلطان سرزمين مسلمانان و برهان امير مؤمنان - كه خداوند نگاهدار تمهيداتش باد و خير فراوانش دهاد - ناميده بود . « 1 » حركت سلطان اعظم عضد الدوله ابو شجاع الب ارسلان بن داود بن ميكاييل بن سلجوق به سمرقند و شهادتش بدانجا سبب هلاك اين سلطان بلندپايه و قوىشوكت آن بود كه چون در آغاز سال چهارصد و شصت و پنج به طلب شمس الملوك ، خدايگان طمغاج ، « 2 » برفت و با صدهزار سوار پرخاش‌جوى ،

--> ارشد خود ، ميخاييل هفتم دوق ( 1078 - 1072 م ) را امپراتور خواند ، ولى وقتى به پايتخت خبر رسيد كه امپراتور رومانوس از اسارت آزاد شده و رهسپار امپراتورى است ، يوحنادوق ( عموى ميخاييل ) از افدوكيا خواست كه خلع رومانوس ديوجانوس را اعلان كند . وقتى افدوكيا از پذيرش اين خواسته تن زد ، در ديرى بازداشت شد . در اختلافات بعدى رومانوس تنها ماند و در آدنه محاصره شد و هم در آنجا تسليم گشت و از تخت شاهى خلع شد . او را به ديرى فرستادند و در آنجا در چشمانش ميل كشيدند و وى در سال 1072 م در جزيرهء بروت درگذشت . ( 1 ) . در باب رخدادهاى اين فصل كتاب‌هاى بسيارى ، از عربى و فارسى و گرجى و ارمنى ، وجود دارد . ن . ا . اوسبينسكى ( تاريخ امپراتورى بيزانس 94 ) دربارهء علل شكست رومانوس ديوجانوس مىنويسد كه او در روزهاى پايانى جنگ به لشكريانش اشاره كرد كه به لشكرگاه بازگردند ، ولى اندرونيك دوق ، فرماندهء سپاهيان محاصره شده ، به‌جاى اين كار ، و به‌جاى همدستى با امپراتور ، گريخت و پيادگان لشكر هم از پى او رفتند - كارى كه بعدها به شكست در اين جنگ انجاميد . ( 2 ) . مراد ، شمس الملك ابو الحسن نصر يكم ، فرزند ابراهيم ، است ( 1080 - 1068 م ) . ابن اثير در جايى ( 10 / 25 ) از « ماوراء النهر و خدايگانش شمس الملك تكين » ، و در جاى ديگر ( 10 / 26 ) از « تكين خدايگان سمرقند » سخن مىكند . در سبط ابن جوزى ( 196 ) : « شمس الملك تكين بن طغماج - خدايگان سمرقند ، بخارا و ماوراء النهر » . در ابن فوطى ( 4 / 2 ، 651 - 650 ) اينسان است كه پدر شمس الملك ، عماد الدوله ابو المظفر ابراهيم بن ايلك نصر ، معروف به طفغج تركستانى ، است . ابو الحسن همدانى در تاريخش مىگويد : « ابو المجد محمد بن عبد الجليل كاشغرى به من گفت كه پدر وى معروف به ايلك بك ، و پرهيزكار مردى بود و فرغان و سمرقند را زير فرمان داشت . چون جان سپرد ، طفغج كه